صدر المتوهمین

اشتباه محاسباتی

سه شنبه, ۹ دی ۱۳۹۳، ۰۴:۱۹ ب.ظ

معمولن شبا بیدارم اگه بخوابم بابام برا نماز صبح، ابتدا به ساکن صدام نمی‌زنه.

نیم‌متری گوشم بلند نماز می‌خونه خودم اتومات بپّرم بالا .

اگه مقاومت کردم، تا خود طلوع آفتاب دو دقه یه بار میگه دیر شد باباجان.

امروز از وسطا سوره حمدش بیدار شدم.

محاسباتم نشون می‌داد پنج دقیقه دیگه می‌رسه به تشهد.

با یه زرنگ‌بودگی خاصی، گفتم می‌خوابم تا به السلام علیکـــ رسید،

زود می‌رم وضو می‌گیرم.

هم بیش‌تر خوابیدم هم وجهه‌ام را حفظ کردم که  خودم اتومات بیدار شدم.

همه چیز طبق نقشه پیش رفت، فشنگی دو رکعت خوندیم، تا رفتم تو دشکم آسوده بخوابم،

بابام گفت احمد آقا باباجان اذان نشده هنوز. نافله بود.

بارها به آقام گفتم لطفن در گوش من نماز مشقی نخون بزرگوار.

  • صدر المتوهمین

نظرات  (۴)

:))
نماز مشقی! :)

  • فریدون سلیمانی
  • سلام عالی بود بقیش لطفا 
    عالللللللللی بود
    :)))))

    عالی!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی