صدر المتوهمین

هم‌سایه

يكشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۴، ۰۳:۱۱ ق.ظ

معصوم خانوم زن همسایه، زنگ خونه رو از تشریفات و تجملات هم‌سایگی می‌دونه

و شدیدن ازش پرهیز می‌کنه.

سر ظهری، خسته و کوفته از ذبح زمان و قربونی کردن وقت، رفتم یه سینی چایی

واسه خودم ریختم و در خونه رو چارتاق باز گذاشتم و دراز کشیدم وسط گل قالی.

ناگهان تپش‌های قلب یک زن رو بغل خودم حس کردم. درست حدس زدی.

معصوم خانوم بود که ظاهرن نون می‌خواسته و چون در خونه باز بوده

و دمپایی‌های مامانم رو رؤیت کرده، دیگه نیاز ندیده زنگ بزنه و ترجیح داده خودش بیاد.

هیجان‌انگیزترین ویژگی معصوم خانوم اینه که «یا الله یا الله» رو وسط اتاق،

بیخ گوش خودت میگه. درحالی که مرسومه دم در بگن.

برق‌آسا بودن، از دیگر ویژگی‌های جالب معصوم خانومه؛ چنان‌که تا بری به خودت بجنبی

و یه پیراهن روی زیرپیراهنی‌ت بپوشی، اون اومده تو و داره نصیحتت می‌کنه که

انقدر چای نخور.

معصوم خانوم خیلی دلش پاکه و خودش هم متصلن اصرار داره هیچی تو دلش نیست.

و واقعن هم نیست. اما این جمله در حقیقت یه هشدار و سوت قبل از انفجاره.

چون بعد ضمن ارشاداتش، دو تا آرپیجی می‌زنه و کل بنای شخصیت‌ت رو منهدم می‌کنه.

یه قدرت تخریب عجیبی داره کلمه‌هاش. با من خوبه البت.

دوباره زود قضاوت کرده بودم. نون نمی‌خواست. سه چاهارتا دعا و طلب مغفرت بست بهمون.

گفت هم‌سایه جدیده در خونه‌شون بسته شده، برو از روی دیوار براشون باز کن.

والا اون روزی که روزش بود و همه داشتن از لوله‌گاز و تیربرق بالا می‌رفتن،

من تو این وادیا نبودم و تو وادی حیرت بودم. الان آخه با این وزن و اوضاع به چه کیفیت؟

ولکن به حکم و اما السائل فلا تنهر، رفتیم بالا. در رو باز کردیم و طبیعتن به تبعش،

تو مرحله‌ی بعدی گفت صندلی‌هام ببر تو زیرزمین.

وقتش رسیده بدونی این خونه، همونی بود که به دلیل کوتاه بودن دیواراش،

ما بیش از دیویست توپ سه‌پوسّه انداختیم تو حیاطش

و چون صاحاب‌خونه‌ش ما رو برنمی‌تابید بهمون برنمی‌گردوند.

اون زیرزمین؛ اسرارآمیزترین نقطه‌ی بن‌بست بود. آمال و آرزوهای بیش از ده کودک،

توی اون زیرزمین مدفون و مستور بود. وقتی در زیرزمین رو باز کردم،

توپایی که خودم با دستای خودم پوسه کرده بودم؛ با مِتُدِ اختصاصی خودم،

حالا بهم رخ نشون داده بود.

خداحافظ بچگی. خداحافظ خلوت و خُنکای عصرهای بچگی. خداحافظ. 

 

  • صدر المتوهمین

نظرات  (۱)

  • صحبتِ جانانه

  • چه نقل شیرینی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی