صدر المتوهمین

ژان وال‌ژان و امر رایگان‌بخشی

جمعه, ۲۵ دی ۱۳۹۴، ۱۲:۱۶ ق.ظ

یه بچه هم‌سایه داشتیم، حالا جدا از اون گوش‌های آئرودینامیک،

ویژگی منحصربه‌فردش داشتن توپ قانونی‌ بود. سربسته بگم، می‌گایید ما رو.

وسط بازی می‌گفت پاس بده پاس بده، ما خام بودیم فکر می‌کردیم واقعن پاس می‌خواد،

به رغم پرس شدید و محاصره‌ی حریف با بدبختی پاس رو می‌رسوندیم  یهو توپ رو

با دست برمی‌داشت می‌گفت من دیگه نمیام. که هنوز من مرعوب وقاحت اون صحنه‌ام.

بی‌مقدمه، بی‌بهانه‌، بی‌جهت قهر می‌کرد.

مالکیت موجب شده بود تو  همه‌ی قوانین تصرف بکنه. ده نفر بودیم؛

یه تیم رو چهارتا می‌چید تیم خودش رو پنش‌تا، یه ذخیره می‌ذاشت واسه تیم چهار نفره.

اینکه چه کسی دروازه‌بان باشه یه مشکل درون‌تیمیه، ولی رفیق‌مون دروازه‌بان

تیم مقابل رو هم معین می‌کرد.

من مطلقن اهل دریبل دیواری نبودم و این حرکت رو دون شأن فوتبالیست می‌دونم،

اما اون حق نداشت بگه هرکی دریبل دیواری بزنه یه گل به نفع ما.

تازه وقتی می‌خواست بره مهمونی، توپ رو هم می‌برد.

ملکیان یه چیزهایی درباره‌ی رایگان‌بخشی می‌گفتا. که آدم حوالی چهل سالگی

معمولن می‌خواد بخشی از داشته‌هاش رو رایگان و بی‌چشم‌داشت به هستی برگردونه،

همون‌طور که رایگان از هستی گرفته بود.

قسم می‌خورم من سن رایگان‌بخشی رو از چهل سالگی به هفت کاهش داده بودم

و در شش-هفت سالگی این اصطلاح رو نیک می‌فهمیدم و با اشد قوا بهش مایل بودم.

ولی آخه چی رو رایگان می‌بخشیدم؟

ساده‌انگارانه فکر می‌کردم اگه خودم یه توپ داشته باشم دیگه هیچ وقت ناملایماتِ ناشی

از مالکیت رو نمی‌بینم و با این خیال خام به استقبال عیدی سال‌های بعد رفتم.

مدتی قبل، از داخل دخمه‌ام بیرون اومده بودم و توی یک میدون که مجمع جویندگان کار

هست قدم می‌زدم. یک نفر از ماشینی گران‌بها پیاده شد و دو تا تراول پرت کرد

طرف یکی از این کارگرها که باهاش بره نمی‌دونم اسباب‌کشی یا چی.

نمی‌تونم بگم مثل سگ باهاش برخورد کرد، چون دیدم خیلی‌ها به سگ هم

که می‌خوان غذا بدن زانو می‌زنن یا نشانه‌هایی از عاطفه بروز میدن.

یاد بچه‌ هم‌سایه‌‌ی سابق و مالکیت و ناملایمت و اینا افتادم.
خودم پول نداشتم کمکش کنم، کارگره هم انقدر خوش‌حال بود از گرفتن تراول

که ترسیدم برم به اون مردک تذکر بدم، بعد این بنده‌خدا به پولش نرسه.

ژان‌ وال‌ژان هم بعضی وقتا سرش رو می‌انداخت پایین راهش رو می‌کشید می‌رفت  .

  • صدر المتوهمین

نظرات  (۶)

  • عارف ـــــ
  • دردناک تا مغز استخوان
    انصافا صحنه‌ی بدی دیدی، اون هم بعد از مدت طولانی از دخمه بیرون زدن.
    یعنی آدم پر کفتر خونی کنار جوب ببینه، این صحنه‌ای که تو دیدی نبینه. اون پر خونی یعنی حداقل یک گربه شام داشته -و لو کفتر سفید ملقی بوده. آما اینی که گفتی یه سوز دیگه داره.
  • صحبتِ جانانه
  • چه حکایت دردناکی...
    خیلی خوب مینوسید اما ای کاش سعی میکرد تو نوشته هاتون عفت کلام رو هم رعایت میکردید.
  • سید احمد برقعی
  • فوتبالیا از بچگی یه حظ وافری رو از واقعیت می برن
    من که دو تا دندون شیری جلومو توی اولین فوتبال عمرم از دست دادم، و پرده ی گوشم رو تا مرز پارگی بردم توی فوتبال دوم... و طبعا به طور کلی از خیرش گذشتم...
    به این صورت تماسم با واقعیت جاری و سیال و سریع خیلی کم بوده. از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان ایدآلیست از آب در آمدم...
    دوستانی که توی فوتبال تکروی می کردن، تا الان ازدواجشون رو کردن طلاق هم دادن...
    ما توی زیرزمین بنا بود پینگ پنگ بازی کنیم که تازه اون رو هم نمی کردیم و اولین نشستهای روشنفکری رو از همونجا تشکیل دادیم.
    دوستان، شوخی های رکیک می کردن، ما درباره این که آیا اصلا باور پذیر هست که جنس مذکر و مونث به فلان شیوه بچه دار شوند با هم گفتگو می کردیم.
    مثل بعضی ها هم به کتاب دائره المعارف مراجعه نمی کردیم.
    به شیوه ی افلاطون راجع به حقایق طبیعی بحث می کردیم. سر برده زیر پتو...
    حالا هم از این ها شده ایم که همه چیز را تا یک سال راجع بهش حرف نزنیم ، به عنوان حقیقت به رسمیت نمی شناسیم.
    شما ولی با این جدیت در فوتبال و میل خیلی معین به ماشین و غیرهما، باید از آن ژان والژانهای دائما د رحال حرکت می شدید.
    ما که در حکم شوهر فانتینیم که کوزت را ساخت و در رفت و از اول تا آخر اصلا توی ماجرا نبود...
  • مردی بنام شقایق ...
  • سلام

    حاجی اون لوک خوش شانس بود که راهشو میکشید میرفتا....

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی